چکیدۀ تمام نمای مقاله " پنج موضوع مورد مجادله ی مهم در نظریه سازمان " نوشته : رابرت ب . دنهارت

استاد: جناب آقای دکتر فقیهی                                   برگردان : عباس رشنوادی

مقاله با ذکر مقدمه ای و با تأکید بر اینکه، عمده نقطه نظرات صاحب نظران ، مجریان و نظریه پردازان مدیریت دولتی نشأت گرفته از حوزه عمومی نظریه سازمان است، شروع می شود و با طرح این سوال که آیا تعبیه و تدوین نظریه سازمان دولتی مقدور است یا نه؟  ادامه می یابد. نویسنده پاسخ به این سوال را مستلزم بررسی سیر تکامل نظریه سازمان میداند و براین مبنا پنج موضوع مهمی که همچنان مورد مناقشه در حوزه مدیریت دولتی است را به شرح زیر بر می شمارد: 1- سیاست و اداره 2- بوروکراسی و دموکراسی 3- سازمان و مدیریت 4- نظریه و عمل 5- نظریه های سازمان دولتی

1-    سیاست و اداره : هر چند تفکیک میان سیاست و اداره یکی از مباحث قدیمی در حوزه مدیریت دولتی است اما ارتباط بین این دو از موضوعات بحث بر انگیز امروز نیز محسوب می شود.مقاله ویلسون ( 1887 ) اولین اثری است که پیرامون مدیریت دولتی ارائه شده است ، ویلسون در آن مقاله به موضوع دشواری اجرای قانون در برابر تدوین آن و سختی های رو به تزایدی که نهادهای دولتی با آن مواجه اند اشاره می کند و نفوذ سیاست در مؤسسه های دولتی ( که در واقع باید صرفاً مجری باشند ) را موجب تباهی آنان میداند. ویلسون اداره را خارج از جو سیاست می دانست و معتقد بود اداره نباید تحت سیطره و کنترل سیاست باشد. بعدها نویسندگانی نظیر فرانک گودنو در کتاب " سیاست و اداره " بر عدم امکان تفکیک پذیری اداره و سیاست در عمل و استدلالهای مشابهی توسط صاحب نظران  دیگر در این خصوص ارائه شد و این مقوله همچنان موافقان و مخالفان خاص خود را دارد و تا به امروز به عنوان یکی از موضوعات بحث بر انگیز و مورد مجادله همچنان مورد توجه است.

2-    بوروکراسی و دموکراسی : مسأله تطابق کارایی با پاسخگویی و پاسخگویی نهادهای دولتی در مقابل قانونگذار باعث و بانی مدل بوروکراتیک شد و علی رغم اینکه این مدل خصوصیات اتوکراتیک خاصی داشت و در تقابل با نظریه دموکراتیک بود ولی به عنوان ملاکی برای مدیریت اداری در بخش دولتی مورد پذیرش قرار گرفت . این موضوع که آیا این ایده با مبانی جامعه دموکراتیک همخوانی دارد یا نه ؟ همچنان مورد مناقشه است و برخی همچون فردریک کلیولند بر این باورند که خصوصیات اتوکراتیک در سازمان نهفته نیستند بلکه وابسته به چگونگی اعمال کنترل می باشند . این مباحث و استدلات له و علیه  پیرامون این موضوع دال بر مورد مناقشه بودن رابطه بین بوروکراسی و دموکراسی است.همانطوریکه میدانیم مفهوم بوروکراسی را ماکس وبر پایه گذاری کرد و بعدها در متون جدید الگوی سلسله مراتبی اختیارات و تقسیم کار و نظم غیر شخصی جایگاههای اداری از جمله مشخصه های این الگو به حساب آمدند. در اینجا نباید از مطالعات فایول، گیولیک و سایرین چشم پوشید. صاحب نظرانی نظیر راموس ( فیلسوف اجتماعی )، مایکل هارمون با ارائه  نقد های  عالمانه و رد فورد و والدو با ارائه آثاری خواهان برقراری سازگاری بین بوروکراسی خشک اداری و اصول انسانی دموکراسی شده اند و به نوعی خواهان تعدیل نظریه بوروکراتیک و انطباق آن با اصول دموکراسی شده اند. این دیدگاهها هنوز هم در کانون توجه صاحب نظران قرار دارد و این مقوله همچنان موضوعی بحث بر انگیز یست.

3-    سازمان و مدیریت : این موضوع که در بخش دولتی مدیریت با همان ملاکها و رویکردهای بخش خصوصی به مقوله سازمان و مدیریت نگاه می کند یا نه؟ یکی دیگر از موضوعات مورد بحث صاحب نظران عرصه مطالعات مدیریت دولتی است .در این حوزه افرادی نظیر گیولیک، سایمون، گراهام الیسون و دیگران مطالعاتی انجام داده اند و به اظهار نظر پرداخته اند و به طور کلی حاصل کار آنها علی رغم تفاوت دیدگاه در پاره ای موارد، تأکید بر این موضوع دارد که انسانگرایی و گرایشهای انسانگرایانه در مدیریت دولتی مطرح است و بخش خصوصی از این رویکرد مدیریت دولتی نسبت به سازمان و مدیریت می تواند درسهای مهمی را یاد بگیرد.

4-    نظریه و عمل: یکی دیگر از مباحث مورد مناقشه موضوع تفاوت میان دیدگاههای نظری و آنچه در عرصه عمل به وقوع می پیوندد می باشد. در پاره ای موارد برخی صاحب نظران تمایلات سایر نظریه پردازان را آرمانگرایانه و تا حدودی به دور از واقعیات جاری در عرصه عمل ذکر نموده اند و پیامد این چالش ، طرح مباحثی نظیر " جدایی واقعیت ها از ارزشها " بوده است که مخالفان و موافقان خاص خود را داشته است، عمده استدلال قائلان به تفاوت میان نظر و عمل مبتنی بر این است که الزاماً یافته های پژوهش قادر به اینکه افراد را در عرصه عمل مجبور به پیروی از الگوی جدید کند نیستند، به عبارت دیگر این یافته ها  الا و لابد منجر به رواج الگوی جدید نخواهند شد.در سالهای اخیر شاهد تلاش نظریه پردازان عرصه مدیریت دولتی با سایر دانشمندان علوم اجتماعی جهت دستیابی به الگوی جدید شناخت شناسی بوده ایم تا نواقص دیدگاه اثبات گرایانه و مبتنی بر جدایی نظریه و عمل را تصحیح کنند و پیدایش نظریه تفسیری و نظریه انتقادی بخشی از این راهکارهاست. ارائه الگوهای خود اندیشی اجتماعی و دموکراتیزه  کردن ساختارهای سازمانی و تأکید بر مسئولیت انسانی و عمل مؤثر به علاوه مسئولیت کارگزاران برای اندیشه و عمل و همین طور مسئولیت اجتماعی نظریه پرداز بخشی از تلاشهای غلبه بر چالش مذکور است.

5-    نظریه سازمان دولتی : هر چند حوزه مدیریت دولتی با موضوعات نظری مهمی طی این عمر کوتاه خود مواجه بوده است ولی یکی از مهمترین موضوعات همچنان این است که آیا اصلاً چیزی به عنوان " نظریه مدیریت دولتی " وجود دارد یا نه ؟ پاسخ به این پرسش مستلزم اشاره به موضوعاتی نظیر نظریه سیاسی، نظریه سازمان، نظریه اجتماعی ، نظریه اقتصادی و نظریه اخلاق است ( زیرا همه اینها درگیر نظریه مدیریت دولتی هستند). در واقع این موضوع به این مسأله بر میگردد که اصلاً " مدیریت دولتی " می تواند به عنوان یک رشته مجزا و معین مورد مطالعه قرار گیرد یا نه ؟ در این عرصه برخی قائل به این هستند که این رشته زیر مجموعه علم سیاست است و برخی آنرا زیر مجموعه علم مدیریت می دانند و در این میان والدو آنرا یک حرفه میداند که از رشته های مختلف و دیدگاههای مختلف نشأت می گیرد. بدیهی است اگر نظریه های بر شمرده را دخیل در مقوله مدیریت دولتی بدانیم خصوصاً اینکه بر داشتن ماهیت اخلاقی ، سیاسی و اقتصادی خدمات دولتی صحه بگذاریم و قائل به این دیدگاه باشیم که یک مدیر دولتی علاوه بر پاسخگویی به احکام قانون گذار بطور مستقیم  مسئول پاسخگویی به منافع افراد جامعه و رفع نیازهای آنهاست و به عبارتی مستقیماً درگیر ارزشهای اجتماعی است و وظیفه مدیران دولتی علاوه بر توجه دقیق و مستمر به دموکراسی مستلزم اهمیت دادن به ارزشهای بوروکراسی است آنگاه آنرا باید در جایگاه یک رشته مجزا با دیدگاههای نظری منسجم به حساب آوریم.

 

 

                                                                                                  با تقدیم احترامات برتر