چه چیزی بیشتر ارزش دارد؟ شباهت‌ها و تفاوت‌ها میان ارزش‌های سازمانی بخش عمومی و خصوصی

 

نوشته: زگر ون‌دروال، جالت د گراف و کارین لاستوزیزن

استاد:جناب آقای دکتر فقیهی             برگردان :عباس رشنوادی

در ادبیات مدیریتی و سازمانی جدید تأکید زیادی به ارزش‌هایی شده است که رفتارهای مدیریتی را در حوزه‌های عمومی و خصوصی هدایت می‌کنند. این مقاله گزارش تحقیقی میدانی است که با شرکت 382 مدیر بخش عمومی و خصوصی در هلند انجام شده است. نتایج این تحقیق دو نظام ارزشی متمایز و کلاسیک در بخش‌های عمومی و خصوصی و نیز یک «محور مشترک» کیفیت‌های اساسی سازمانی را نمایان می‌سازد. این کیفیت‌های مهم عبارتند از: مسئولیت‌پذیری، تخصص، قابلیت اتکا، کارآیی، و اثربخشی. تحلیل‌های دیگر نشان داد که اولویت‌های ارزشی بیش از آن که وابسته به سن، جنسیت، تجربه کاری، یا استخدام در بخشی دیگر باشد، اتکای زیادی به بخش (sector) دارد.

مقدمه

مسئله اصلی آن است که تفاوت در ارزش‌های سازمانی بخش عمومی و خصوصی، جدای از «ضرورتی» که دارد، آیا «در واقع» وجود هم دارد؟ در این حوزه، پژوهش توصیفی و غیر ایدئولوژیک جامعی انجام نشده است. این تحقیق به بررسی میدانی و نظری جهت‌گیری‌های ارزشی سازمان‌های بخش عمومی و خصوصی می‌پردازد و در این راه به بررسی مناقشات و مباحث مدیریتی می‌پردازد.  مسئله دیگر، اختلاط ارزش‌ها در بخش‌های مختلف و غلبه ارزش‌های تجاری‌گونه در بخش عمومی است که نیاز به یک پژوهش میان‌رشته‌ای را برای بررسی لزوم یا عدم لزوم تفکیک میان آنها برجسته کرده است.

مروری بر ادبیات موجود

تحقیق خوبی با تأکید بر وجه میدانی و تطبیقی در حوزه ارزش‌های سازمانی بخش عمومی و خصوصی انجام نشده است. البته در ادبیات پژوهشی موجود، بر امتزاج ارزش‌های این دو بخش و پیامدهای ناخواسته‌ی آن تأکید شده است اما هنوز مسئله تفکیک و دسته‌بندی ارزش‌های خاص هر بخش بی‌پاسخ مانده است. افزون بر این بیشتر ادبیات موجود بر اساس نظریه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی تدوین شده است و کمتر مبتنی بر نظریه‌های مدیریت عمومی و خصوصی است. در نتیجه‌ی این امتزاج‌ها و اتکای به نظریه‌های بیرونی است که بحث اصلاح نظام مدیریت عمومی به یک بحث ایدئولوژیک و پر دامنه تبدیل شده است. همچنین باید توجه داشت که مسائل مدیریتی مسائل اخلاقی محض نیستند. این تحقیق بنا دارد با تأکید بر نظریه‌های مدیریتی، ارزش‌های هر بخش را با وضوح و شفافیت هر چه بیشتر آشکار کند.

مفاهیم اساسی پژوهش

مفاهیم و ابزارهای موجود برای پژوهش تطبیقی پیرامون ارزش‌های بخش خصوصی و عمومی، واجد شفافیت کافی نیستند و نمی‌توانند یک ادبیات منسجم را تولید کنند. ارزش، نگرش، عقیده و هنجار هر یک تعریف مشخصی دارند که نمی‌توان آنها را به جای یکدیگر به کار برد. در پرسشنامه ما، ارزش «آن معیارها و کیفیت‌های مهمی است که بر انتخاب کنش اثر مشخص و معلومی دارد.»؛ ارزش برای فرد یا سازمان اهمیت دارد و وسیع‌تر و عمومی‌تر از هنجار است. هنجار «قواعدی است که نوع رفتار مناسب در یک شرایط خاص را تعیین و تجویز می‌کند».

هر سازمانی مجموعه ارزش‌های خاص خود را به همراه دارد و تأکید اصلی در اینجا، «ارزش‌های مشترک سازمانی» است؛ ارزش‌های سازمانی به عنوان واحد تحلیل برگزیده شده‌اند، به‌ویژه آن ارزش‌هایی که بر تصمیم‌گیری اثر دارند. به همین خاطر مدیران را به عنوان نمایندگان سازمان و آگاه به فرآیندهای تصمیم‌گیری راهبردی برگزیده‌ایم.

مجموعه ارزش‌ها به عنوان ابزار پژوهشی

در این پژوهش، از میان 500 ارزش موجود، مجموعه‌ی بیست‌گانه‌ای از ارزش‌ها و تعریف آنها را به پاسخگویان ارائه داد: پاسخگویی، همکاری، تعهد، اثربخشی، کارآیی، تخصص، صداقت، عدم تعصب، فساد‌ناپذیری، نوآوری، قانونمداری،‌ اطاعت، سودآوری،‌ اتکا‌پذیری،  مسئولیت‌پذیری، پربار شونده، خدمت‌گذاری، عدالت اجتماعی، پایداری، شفافیت . هدف از این مطالعه، شناسایی درک مدیران از ارزش‌های مهم بود و به همین خاطر، درک آنها از هر یک از ارزش‌های فوق مورد پرسش قرار گرفت.

روش‌شناسی و مقیاس‌ها

یک نظرسنجی 7 صفحه‌ای به 766 مدیر سازمان دولتی (نرخ پاسخ 16/30 درصد) و 497  مدیر سازمان خصوصی (نرخ پاسخ 44/30) ارسال شد. از پاسخگویان خواسته شد بالاترین ارزش‌های رایج و واقعی موجود در سازمان را مشخص کنند: «لطفاً 5 ارزش مؤثر بر جریان تصمیم‌گیری را به ترتیب اهمیت مشخص کنید.» در بررسی نتایج از یک رگرسیون چندمتغیره استفاده شد که در آن سن، جنسیت، و سابقه شغلی شرکت‌کنندگان به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شده بود.

بررسی آماری

در بخش عمومی، مهم‌ترین ارزشی که در عمل بر فرآیند تصمیم‌گیری اثر می‌گذارد، مسئولیت‌پذیری شد و بعد آن به ترتیب، قانون‌پذیری، فساد‌ناپذیری، تخصص، اتکا‌پذیری، اثربخشی، و عدم تعصب قرار گرفت. پربار شوندگی و سودآوری هم در پایین‌ترین رتبه از اهمیت قرار گرفتند.

در بخش خصوصی، سودآوری مهم‌ترین ارزش حاکم بر فرآیند تصمیم‌گیری است که بعد از آن مسئولیت‌پذیری، قابلیت اتکا، اثربخشی، تخصص، و کارآیی قرار می‌گیرد. اطاعت، عدالت اجتماعی، و پربار شوندگی هم در پایین‌ترین رتبه از اهمیت قرار گرفتند.

جدول همبستگی‌های حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که «عمومیت» با 6 ارزش «سودآوری»، «نوآوری»، «صداقت»، «قانون‌پذیری»، «فسادناپذیری»، و «عدم تعصب» همبستگی دارد. «سن»، «جنسیت»،‌ و «سابقه شغلی» همبستگی معناداری با ارزش‌های شاخص نداشت.  همچنین هم‌خوانی معناداری میان ارزش‌های هنجاری و واقعی وجود داشت که به معنای توجه مدیران به هنجارها در عمل است.

نتایج

اگر مسئله اصلی، امکان تفکیک میان ارزش‌های حاکم بر بخش خصوصی و عمومی است، این پژوهش نشان داد که این تفکیک و تمایز ممکن است. ارزش‌های حاکم بر بخش عمومی همخوانی کاملی با ارزش‌های مطرح شده در ادبیات اخلاق کسب‌وکار دارد. همچنین ارزش‌های غالب در بخش عمومی هم با ارزش‌های مطرح شده در ادبیات کسب‌وکار همخوانی دارند. در این میان، جالب اینجاست که «عدم تعصب» در زمره‌ی ارزش‌های ضروری برای بخش خصوصی معرفی شده است که نشان از اثرگذاری بحث‌ها و مناقشات جاری در رسانه‌ها بر ذهنیت مدیران دارد.

نتایج این تحقیق نمی‌تواند کمکی به اثبات این فرضیه کند که افول مدیریت سنتی بخش عمومی در اثر غلبه یافتن نظام مدیریت بخش خصوصی است، اثبات چنین فرضیه‌ی نیاز به پژوهشی طولی دارد. همچنین، نتایج این تحقیق بیشتر وابسته به فضای کاری سازمان‌های عمومی و خصوصی در کشور هلند دارد. 

 

 

 

با تقدیم احترامات برتر- عباس رشنوادی