چالش های اخلاقی گوناگون، رویاروی مدیران دولتی امروز

 

توصیف ماهیت فساد با استفاده از طرح مطالعه موردی اکتشافی

 

 نویسندگان: گجالت دوگراف (Gjalt de Graaf ) و ال. دبلیو، جی ، سی . هیوبرتس(L. W . J. C. Huberts)

ازدانشگاه ریج ، آمستردام. ( Vrije Universitye )

ترجمه : عباس رشنوادی دانشجوی دوره دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تهران ( پردیس قم)

 

در دمکراسی های غربی، ماهیت فساد به چه صورت است؟ برای پاسخگویی به این پرسش تحقیقاتی ، مولفان مقاله حاضر ، ده مورد فساد در کشور هلند را بطور کامل مطالعه نمودند. و در عین حال به پرونده های جنایی محرمانه هم نگاه کردند : موارد مزبور این امکان را به نویسندگان مقاله می دهد که تصویری از یک مورد فساد به دست دهند. برای دادن تصویری کامل از ماهیت فساد ، نویسندگان مقاله نه پیشنهاد ارائه می دهند . آن ها چنین نتیجه می گیرند که مفاسد معمولاً در روابط پایدار شکل می گیرند، می توان گفت فرایند فاسد شدن شبیه به یک سرازیری لغزنده است، و انگیزه های مهم فساد، غیر از سود مادی عبارتند از : دوستی یا محبت، وضعیت شغلی و میل به تأثیرگذاری بر دیگران. روش مطالعه ی موردی چندگانه ی اکتشافی به درک و فهم ما از نحوه ی فاسد شدن مأموران کمک می نماید.

 

ماهیت فساد به چه صورت است؟

قبل از پرداختن به پرسش تحقیقاتی اصلی، ابتدا به پرسی دیگر پاسخ می دهیم. بهترین راه تحقیق و مطالعه درباره ی فساد چیست؟ در اینجا، ما می گوئیم، نیازمند تحقیقی کیفی تر، براساس متن و زمینه هستیم ( برای سیاست ها و تدابیر ضد فساد هم این گفته مهم است)، تحقیق باید به صورتی باشد که توجه مخصوصی به شرایط ضروری و کافی فساد در یک مورد خاص داشته باشد. در مقاله حاضر، ده مورد فساد در هلند، بطور کامل مطالعه و بررسی شده اند. یکی از کارهایی که طرح مطالعه ی موردی اکتشافی امکان انجام آن را به ما می دهد ، بررسی طریقه ی فاسد شدن، برخی مأموران دولتی است تحقیق حاضر به نه گزاره در باب ماهیت فساد منتهی می شود.

 

اهمیت زمینه

در مورد ماهیت فساد می توان از مطالعات کمی متعددی که درباره ی همبستگی بین متغیرهاو فساد صورت گرفته مطلبی را‌ آموخت ( برای مرور کامل موضوع نگاه کنید به (Jain 2001 ; Lambsdorff1999) . مقدار فراوانی از نوشته های موجود بیانگر شرایط فرهنگ و ساختار سازمان هایی است که فساد در آن ها احتمال وقوع بیشتری دارد. بعنوان مثال، لاپورتا و دیگران ( Laporta et al 1999 ) بین کل انتقالات و سوبسیدها ( یارانه های دولتی) یعنی (فعالیتی توزیعی کلی) و فساد همبستگی مثبتی پیدا نمودند. تریزمان (Treisman, 2000) تاثیر مثبت مداخله ی دولت بر روی فساد را مشاهده نمود؛ گفت اند که بین فساد و اعتماد همبستگی منفی وجود دارد(‌Laporta et al1997) لیست حاضر به هیچ وجه جامع و کامل نیست . با این وجود ، در قسمت اعظم تحقیقات همبستگی و برگشتی که بر روی فساد انجام گرفته، بنظر می رسد رفتار فسادآمیز حاصل عواملی فراسوی کنترل فردی است. فساد در خارج از زمینه ی منحصر بفرد آن مطالعه می شود. به یک معنی، عامل فساد همراه با فسادی که تحت تحقیق و مطالعه است، ناپدید می شود. مقایسه کنید با (Schinkedl 2004, 6) این موضوع به تحقیق و بررسی درباره ی عوامل یا متغیرهایی منتهی می شود که برای درک ما از ماهیت فساد حتماً معتبر و مرتبط هستند، اما درعین حال توجه را از اعمال فساد و عوامل فساد دور می کند. بنظر می رسد تحقیق کمی کل داستان مربوط به ماهیت فساد را بما نمی گوید؛ و بناچار از خصوصیت ها و جزئیات زمینه ی هر پرونده ی فساد غافل می شوند. تحقیق کمی نمی تواند به شرح و بسط احتمالات، که در تحقیقات اجتماعی بسیار مهم هستند، بپردازد - بخصوص تحقیقات مربوط به فساد – علت آن است که پدیده ی فساد، پدیده ای است پیچیده . در مورد علل فساد هم چندان چیزی نمی گوید. (De Graaf 2007 )

سرانجام آن که، برای نلغزیدن بدرون یک غایت شناسی بدون آن که غایت های عللی ( Telos of causes ) که باعث علل دیگر شوند در خدمت علل دیگر قرار گیرند، و همینطور به پیش بروند- باید چیزی یا مطلبی از عامل اصلی حفظ و نگهداری شود. (Schinkel 2004 , 6-7) . گرچه اکثر تحقیقات نشان می دهند که مثلاً بین محصول بومی خالص و فساد، همبستگی منفی قوی وجود دارد، اما از این گذشته، هیچ نوع علیت یا سببیت بدست نمی آید. ( Lambsdorff 1999 ) ؛ همبستگی ها رابطه های علی را بدست نمی دهند. علاوه بر این، تحقیق کمی خیلی به ندرت منتهی به توصیه ی روشنی در زمینه  سیاست کاری (خط مشی ) می شوند. چگونه می توانیم از فساد جلوگیری کنیم. صرفاً با علم به این که فقر سبب فساد می شود، سیاست های ضدفساد وضع کنیم؟ در حال حاضر، در مورد روش های ضدفساد و شرایط و اوضاع و  احوال کاربرد آن ها، در نشریات مربوط یک نوع آشفتگی مشاهده می شود. ( Anechiarico and Jacobs 1996 ) آنی کیاریکو و جکوب  به رابطه یا تبادل احتمالی بین  اجرای کنترل های شدید بر رفتار مأموران ، از یک سو، و هزینه ی این کنترل ها، در حوزه ی کارآیی و ابتکار ، اشاره می نمایند.

 تحقیقات مفصل در مورد مأموران فاسد، و روش های انتخابی مقاله ی حاضر به محققان این امکان را داده است که فرایند فاسد شدن افراد را تحت بررسی قرار دهند. در نتیجه، روش شناسی مطالعه موردی واجد چیزی افزون بر تحقیق به روش کمی است. طبق نظر آنی کیاریکو و جاکوب . « استفاده از گروه های کانونی و مطالعات موردی باعث پیدایش انبوهی از داده ها و اطلاعات می شودکه ، پس از تجزیه و تحلیل و سازمان دهی احتمالاً برای حرکت به جلو بکمک آزمایش ها و تجربه های مربوط به سیاست کاری ( Policy ) روشی بدست می دهند.» ( 198 ، 1996 )

در مطالعات موردی ، می توان توجه را به افراد در درون فرهنگ و سازمان آن ها معطوف کرد. در این مقاله، موارد فساد در درون بافت و زمینه ی‌ آن ها مورد مطالعه قرار گرفته اند. که معنی این گفته آن است که تحقیق طبق سنت آنی کیاریکو و جاکوبز، دلاپورتا و وانکوکچی ، و هافلینگ انجام گرفته است.

( Anechiarico and Jacobs , 1996 Dell Porta and Vannucci 1997 ; Hoffling , 2000)

روش های تحقیقی مورد استفاده در این سنت عبارتند از : بازجویی های قضایی، مصاحبه ها، و بانک های داده ای، روزنامه محور. مقایسه کنید با (Ahmad and Brookins 2004) قبل از توضیح روش شناسی، لازم است فساد‌، یعنی مفهوم محوری تحقیق، تعریف شود. در نشریه های مربوط به موضوع، توجه زیادی به سوال « فساد چیست؟ » شده است. ( مثلاً Alemann , 2004, Genaux 2004: Rose –Ackerman, 1999 ) این پدیده به صور متعدد تفسیر و تعریف شده است. از جمله موارد، بینش مند در این زمینه عبارتند از : آثار پیشاهنگ هوتجز Hotjes (1982, 1998 , 2000) ، در هلند و از لحاظ بین المللی ، آثار بول و نیوئل، کایدن ، هایدن هایمر و جانستون ، هی وود، و شرمن . (Bull and Newell, 2003. Caiden 1991 , 2001 . Heidenheimer and Johnston , 2002 . Heywood 1997 . Sherman , 1974).  در اینجا تعریف خود را به شرح زیر ارائه می دهیم: مأموران عمومی فاسد هستند زمانی که در نتیجه دریافت پاداش شخصی از گروه های ذینفع بیرونی عمل کنند (یا ترک عمل کنند) . (Huberts and Nelen 2005) در تحقیقی تجربی که ارائه می دهیم هادی ما همین تعریف بوده است. عنصر مهم این تعریف آن است که ، در مقاله ی حاضر، فساد همیشه حاوی شخص ثالث ذینفع است. حسابداری که بعنوان مثال، از سازمان خود دزدی می کند . آن هم بدون کمک به دیگران، مرتکب کلاهبرداری به حساب می آید، نه فساد .  عنصر مهم دیگر این تعریف « پاداش های شخصی» است ، که مشتمل بر پاداش های غیر پولی هم می شود، و نیز ، حاوی این نکته است که در نتیجه ی همین پاداش های شخصی، فعل ( یا ترک فعل) مأمور عمومی تحت تأثیر قرار می گیرد.

در بخش اعظم انتشارات مربوط به موضوع (مثلاً Fijnaut and Huberts) ، بین ماهیت فساد در کشورهای با درآمد پایین و کشورهای با درآمد بالا، تمایز گذارده می شود : حقوق های پایین و شرایط کاری نامساعد احتمال بروز فساد را بسیار بالا می برند. در اینجا، بر روی پدیده ی فساد در کشورهای با درآمد  بالا تمرکز توجه می نماییم ، در این قبیل جاها، فساد ، نوعی استثنا در رفتار است. (Caiden 2001 , 27) . تمامی داده های ما از کشور هلند به دست آ‌مده اند. معنی این گفته آن است که ماهیت فساد در تحقیق ما در درجه ی اول درباره ی همین کشور است. اما بنظر ما این موارد نمونه هایی از فساد مأموران است، موقعیت ( سازمانی ) آنها ، و نوع رابطه ی فسادآمیز آن ها در دمکراسی های غربی است. این جوامع، دارای ثبات سیاسی و « درآمد بالا» هستند و نظام های سیاسی آن ها کاملاً نهادینه شده است. بنابراین، گزاره هایی که از این داده ها به دست می آید، با انتشارات و نشریه های بین المللی مرتبط با موضوع مقایسه خواهند شد.

 

 

 

روش شناسی تحقیق

 چون درباره ماهیت فساد در کشورهای پردرآمد، اطلاعات چندانی در دسترس نیست، بنابراین برای انجام این تحقیق راهبردی اکتشافی و استقرایی برگزیده شد ( مقایسه کنید با Eisenhardt 1989; Glaser Straus ,1967. Hoffling 2002 ) بخصوص آن که از یک طرح مطالعه ی موردی چندگانه استفاده شد، در این طرح تمرکز توجه بر روی درک و فهم دینامیک ( یا پویایی) موجود درون جایگاه های منفرد بود. ( Eisenhardt , 1989 ) (Yin , 1989 . Herriot and Fireston 1983 ) تا نظریه ای به شکل گزاره ها ( یا قضیه ها) تولید شود. ( Gersick 1988 , Harris and Sutton 1986 ) وقتی اطلاعات چندانی در مورد پدیده ای که تحت تحقیق است یا وقتی آن پدیده آنقدر پیچیده است که نه متغیرها ونه رابطه ی دقیق بین متغیرها کاملاً‌ قابل تعریف نیست. مثل تحقیقی که در مورد ماهیت فساد انجام می گیرد. ( Hoesel 1985 ) ، در آن صورت این روش کاملاً مناسب است. مطالعات موردی این مزیت را دارند که جزئیات موارد عملی و بافتی بودن یا ضمنی بودن آن ها را به دست می دهند. تحلیل مورد درونی همراه است با جستجویی میان موردی برای الگوها و مدل ها ( Eisenhardt , 1989 , 450 ) اجرای تحقیق از نوع مطالعه ی موردی چندگانه با نتیجه گیری Menzel پس از بررسی مجموعه تحقیقات انجام گرفته در مورد اخلاق و انسجام در اداره ی امور انطباق دارد. به عبارت دیگر «‌راهبردهای تحقیقاتی مورد استفاده برای محققان اخلاق باید همراه با دقت و سختگیری روش شناختی بیشتر و شاید تکیه کمتر بر روش های تحقیقاتی زمینه یاب باشد . البته ، دقت و سختگیری مزبور، می تواند به لحاظ زمینه حاوی مطالعات موردی غنی و نیز تجزیه و تحلیل های طولی یا روندی که در تحقیقات بررسی شده در این مقاله حضور نداشتند، باشد.» ( 35 و 2003).

 

راهبردهای تحقیقاتی مورد استفاده برای محققان اخلاق باید همراه با دقت و سختگیری روش شناختی بیشتر، و شاید تکیه ی کمتر، بر روش های تحقیقاتی زمینه یاب باشد.

انتخاب موردها

در مقاله ی حاضر، هر مورد، نشان دهنده ی یک مأمور دولتی فاسد و در بردارنده ی کلیه ی خطاهای آن فرد می باشد. موارد استفاده شد در این تحقیق از پرونده های اداره بازجویی های داخلی پلیس ملی که در کشور هلند به Rijksrecherche یا RR معروف است ، انتخاب شده اند. سازمان RR در بازجویی های مربوط به فساد در کشور هلند نقشی راهبرانه ایفا می نماید. وقتی ، در کشور هلند، دادستان با یک مورد فساد روبرو می شود. معمولاً مطلب را به اطلاع کمیسیون هماهنگی RR ( یا CCR ) می رسانند. بنابراین، تمامی پرونده های فساد، با اهمیت یا کم اهمیت توسطCCR ارزیابی می شوند . سپس این کمیسیون تعیین می کند که آیا بازجویی یا رسیدگی مستقل توسط RR تجویز بشود یا نه . بین سال های 2000 و 2003 سی مورد مظنون به فساد ( طبق تعریف داده شده ی قبلی) به ثبت رسیدند. ( برای اجتناب از تاثیرگذاری بر بازجویی ها) پرونده های فعال را کنار می گذاریم و آن هایی که بواسطه ی نبود مدارک فساد، منفصل شدند را ، نیز کنار می گذاریم: از دوازده پرونده ی باقی مانده،‌ سه تای آن ها رد شدند. یکی از آن ها مربوط به یک مأمور متهم بود که در یکی از سفارت خانه های هلند در قاره ای دیگر کار کرده بود، دو پرونده ی دیگر در زمان انجام این تحقیق پیدا شدند. از بین نه پرونده ی مطالعه شده، یکی از‌ آن ها دارای مأموران مظنون متعدد بود. در این پرونده خاص دوتا از مأموران که یکدیگر را نمی شناختند، یکی یکی تحت تحقیق و مطالعه قرار گرفتند، یعنی این که، ده پرونده ی فساد تحت مطالعه قرار گرفتند، این تعداد ، طبق گفته ی آیزن هارت تعدادی قابل قبول است : « ضمن این که برای پرونده تعداد ایده آلی وجود ندارد، معمولا تعداد بین 4 و 10 کفایت می کند... وقتی تعداد پرونده ها متجاوز از ده باشد، کنار آمدن با پیچیدگی و حجم داده ها به سرعت دشوار میشود .( 545 و 1989 ) . با قبول متکافی بودن ده پرونده، این پرونده ها قاعدتاً باید نماینده ی پرونده های فساد مهمتری باشند که در هلند کشف شده و تحت بررسی و بازجویی قرار گرفته اند. در جدول 1 خصوصیات مشاغل این ده مأمور عمومی را مشاهده می نمایند.

 

جدول -1  ده پرونده

تعداد پرونده ها

شغل

2

2

2

1

1

 

1

1

کارکنان خدمات مهاجرت و تابعیت ملی

مأموران پلیس

عضو انجمن شهرداری

کارمند یک سفارتخانه خارجی

کارمند کشوری در بخش خدمات ساختار عمومی، وابسته به اداره ی مسکن ، برنامه ریزی فضای شهری و امور محیطی

کارمند کشوری در اداره ی امور عامه، رئیس کاریابی در یکی از استان های هلند

مامور شهرداری ، در قسمت برنامه ریزی فضا.

 

تکنیک های تحقیق

همان طور که در جدول 1، دیده می شود. تمامی موارد فساد در بخش هایی صورت گرفتند که نسبت به فساد آسیب پذیرند: یعنی درادارات مهاجرت و تابعیت، پلیس، سفارتخانه ، و مسکن ، برنامه ریزی فضایی ( فضای شهری) و زیر ساخت ها (Hoetjes 1998, Klitgaard , 1998) فعالیت های مورد انتظار شخص خارجی ( یا رشوه دهنده ) ی مأمور هم تعجب آور نبودند : دو نفر پلیس اطلاعات محرمانه را فروختند، سه مأمور در تصمیمات مربوط به وضعیت مهاجرت یا ویزا، از اختیارات خود سوء استفاده کردند، پنج مأمور در فرایند دادن قراردادها و دادن حق العمل ها از طرف های خارجی حمایت کردند، هشت نفر از این مأموران مرد بودند، دو نفر زن سن آن ها بین 25 تا 65 بود. این پرونده ها مربوط به سراسر هلند بودند.

بطور متوسط، تحقیق در مورد پرونده های جنایی هر مورد دو روز وقت گرفت. پرونده ها حاوی انواع مختلف اطلاعات ، مثل مکالمات تلفنی ضبط شده روی نوار، گزارش های رسمی، بازجویی ها موارد مظنون و مصاحبه با گواهان بودند. دو پرونده ی آخر، که در آن ها، افراد مظنون و سازمان های مربوط به آن ها، بطور وسیع مورد بحث قرار گرفتند. برای تحقیق حاضر بسیار مفید واقع شدند. نیز، تعداد پانزده مصاحبه، با کارآگاه پرونده های مربوطه و مافوق های آن ها انجام شد تا در مورد مأموران متهم و زمینه ی سازمانی آنها بینش عمیق تری بدست آید. علاوه بر این، ما تمامی منابع عمومی قابل دسترسی را مطالعه نمودیم؛ منابعی نظیر مقاله های روزنامه ها و احکام دادگاه .

روش های اکتشافی تحقیق

آیزن هارت، برای یافتن الگوها و نمونه ها موارد متقابل، پیشنهاد می کند از تکنیک ها و فنونی استفاده شود که بازجوها یا مأموران تحقیق قضایی را مجبور می کند به قلمروهای فراتر از تأثیر و تأثرات اولیه بروند،وی می گوید : روی هم رفته، اندیشه و نظری که پشت این گونه فنون تحقیقاتی پرونده ها و موارد متقابل قرار دارد این است که بازجوها را مجبور می کند بخصوص از طریق کاربرد عدسی های متنوع و مرتبی که بر روی داده ها می گذارند به قلمروهای فراتر از تاثیر و تأثرات اولیه بروند. این گونه تاکتیک های تحقیقاتی احتمال دستیابی به نظریه ای دقیق و قابل اعتماد را بالا می برند، یعنی نظریه ای در خور و مناسب با داده های گردآوری شده . نیز، تکنیک های تحقیق و جستجو مربوط به موارد متقابل این امکان را که محققان و بازجویان یافته های جدیدی بیابند که در درون داده ها باشد، بالا می برد. ( 451 و 1989 )

معمول این است که پژوهشگران مطالعات موردی چندگانه با حجم عظیمی از داده ها روبرو می شوند. در اینجا، ما از پیشنهاد مایلز و هوبرمن ( Miles & Huberman1994 ) و استفاده از « شبکه ی عظیم » پیروی کردیم. در یکی از محورهای این شبکه ده نفر مأمور رسمی قرار دارند ، و در محور دیگر آن متغیرهایی از مرور و بررسی مقالات و نشریات مربوط به موضوع که برای بررسی و مطالعه ی ماهیت فساد مفید تشخیص داده شدند. منابع مهم مورد اخیر عبارتند از :

(Hoetjes 1982 , 1989 : Hoffling 2002, Huberts 1998 , Nelen and Nieuwendijk, 2003)

هوت یس (Hoetjes, 1982 ) بخصوصیات موجود در سطح زندگی فردی، گروهی ، سازمانی، اجتماعی، اقتصادی و عمومی بعنوان عامل های توضیحی اشاره می نماید. با این وجود، گزینش بینش ها و یافته های جدید براساس متغیرهای دیگری که از داده ها حاصل می شوند به حال خود گذاشته شد. حجره ها یا خانه های این شبکه را عددها پر نمی کنند بلکه این خانه ها با تفسیر و نقل قول های شفاهی پر می شوند. ( Suanborn 2003, 10 )‌از این شبکه الگوهایی ( به شکل گزاره ها) استخراج شدند، که بعداً‌در کنار داده های تجربی قرار داده شدند. این گونه فرایند استقرایی چندین بار قبل از نوشتن تجزیه و تحلیل نهایی تکرار شد. طبق گفته ی آیزن هارت :‌ از تجزیه و تحلیل درون جایگاهی باضافه ی تاکتیک های متقابل جایگاه ها و مجموعه تأثیرات و تأثرات ، موضوعات ، مفاهیم و حتی احتمالاً روابطی آزمایشی، استخراج گردیدند. گام بعدی این فرایند بسیار تکراری مقایسه ی نظام مند چهارچوب حاصل با مدارک و شواهدی است که از هر پرونده موجود است تا سازگاری یا انطباق ضعیف یا قوی آن با داده های هر پرونده یا هر مورد سنجیده و اندازه گیری شود. نکته ی اصلی آن است که پژوهشگران دائماً نظریه را با داده ها مقایسه کنند. این کار مکرراً صورت گیرد تا تئوری یا نظریه ی حاصل حداکثر انطباق را با داده ها داشته باشد. انطباق خیلی نزدیک نظریه با داده ها برای وضع نظریه ی درست و مناسب بسیار ضروری است زیرا چنین انطباقی از بینش های جدید برآمده از داده ها استفاده می نماید و نظریه ای تحویل می دهد که از لحاظ تجربی معتبر می باشد. ( 541 و 1989)

 

پس از مزایای مادی، مهمترین انگیزه های مأموران برای فاسد شدن عبارتند از دوستی یا عشق ، موقعیت اجتماعی و شغلی و تأثیرگذاری بر همقطاران و دوستان.

 

در این فرایند تکرار شونده برای بدست آوردن حداکثر اعتماد به اعتبار بیرونی گزاره ها از هفت مصاحبه ی کارشناسانه استفاده بعمل آمد.(3) به کارشناسان فرصت داده شد که در مورد گزاره ها و یافته های تحقیق، نظر و تفسیر بدهند، و همین امر به معنی دار شدن داده ها کمک کرد. در مواردی که امکان پذیر بود، گزاره ها با نوشته های موجود درباره ی ماهیت فساد مقایسه شدند. برای شرح و توضیح یافته ها برخی جزئیات پرونده ها را بررسی می نمائیم. متأسفانه، الزامات گمنام ماندن، مانع ارائه ی دقیق و مفصل داستان های پرونده ها می شود.

ساختار یافته های پژوهش

در صفحات بعدی ، یافته های این پژوهش درباره ی ماهیت فساد بگونه ای که از این ده پرونده استخراج شده اند، ارائه می گردند. سازماندهی بحث ما ، بصورت زیر است:‌ 1- شخص مأمور فاسد ، 2- زمینه ی سازمانی او ، 3- رابطه ی بین رشوه دهنده و مأمور فاسد. در آغاز هر بخش گزاره های حاصل از مطالب ارائه می گردند. سپس داده های پژوهش ها ارائه شده و مورد بحث قرار خواهند گرفت. و سرانجام آن که ،‌گزاره ها و اطلاعات موجود را که در حوزه ی اخلاق عمومی ونوشته های مربوط به فساد وجود دارند» و درباره ی ماهیت فساد در دموکراسی های غربی هستند کنار هم می گذاریم. مجموعه پژوهشهای انجام گرفته در باب فساد شرکت ها ، نیز در میان مطالب گنجانده خواهد شد . (مثلاًٌ Ashforth and Anand 2003; Brief, Buttram , and Dukerich 2001) که این هم ، البته تا حدودی در پژوهش های مدیریتی، با عناوین نامبرده در زیر، مطالعه گردیده است: «کارغیر قانونی گروهی» (مثلا در Baucus , 1994) ، «سوء رفتار سازمانی» (مثلا در Vardi & weitz 2004) «رفتار غیراخلاقی در سازمان ها» (CBrass , BuHerfield, and skaggs 1998 ) یا «رفتار تصمیم گیری غیراخلاقی» (Trevino and Youngblood ,1990 ) و در جرم شناسی تحت عناوین مهم و مفاهیمی نظیر « جرائم یقه سفیدها» (مثلا در Croll , 2001 , Sutherland 1983 , Weisburd et al 1991 ) ، « جرم حرفه ای» ( مثلا در CClinard 1983 ) و یا « جرم گروهی » ( مثلاً Blankenship 1993 : shover and Bryant , 1993 ) .

 

 

 

یافته پژوهش

شخص:

انگیزه.  گزاره 1: پس از مزایای مادی مهمترین انگیزه های ماموران برای فاسد شدن عبارتند از دوستی یا عشق، موقعیت اجتماعی و شغلی و تاثیرگذاری بر همقطاران و دوستان.

در هشت مورد از پرونده هایی که تحت پژوهش قرار گرفتند، نفع مادی ایفای نقش میکند. مشخص است که در اکثر این پرونده ها، پاداش مادی، چیزی است کوچک (4) علاوه بر این ، حداقل در پنج تا از این هشت پرونده، انگیزه های دیگر، بخصوص ترکیبی از موقعیت شغلی و تأثیرگذاری بر دیگران، نقشی مهم ایفا می نماید. ( در بخش مربوط به رابطه بین رشوه دهنده و مأمورفاسد، در این مورد توضیح بیشتری خواهیم داد. مدرکی دال بر این که پاداش مادی با همقطاران جهت واداشتن آنها به سکوت تقسیم شده  است ، نیافتیم. در دو پرونده مأمور فاسد، بدون داشتن انگیزه ی پولی، یعنی از روی عشق یا دوستی نسبت به عامل بیرونی، اقدام نموده است. همان طور که بعداً بحث خواهیم کرد، در رابطه ی بین مأمور فاسد و رشوه دهنده، اعتماد، ویژگی پر اهمیتی است. آن چه در این دو پرونده جلب توجه می کند( در هر دو پرونده، مأمور مربوطه ، زن است آن است که رابطه ی اعتماد ، برای انتقال رشوه مورد استفاده قرار نگرفته است ؛ بلکه رشوه همان رابطه است – یعنی ، عشق یا دوستی است که رشوه را تشکیل می دهد. جمله ی زیر، متعلق به کارآگاه پرونده ی مأمور سفارت هلند است که به غلط برای دوستان ، دوست پسر خود، ویزا صادر کرده بود، نمونه ای است از این نوع رشوه « آن خانم این کار را به دلیل عشق، به دوست پسر خود و شاید اندکی هم بخاطر انگیزه های بشردوستانه، این کار را انجام داد. خانم شیفته ی‌ آن پسرک عوضی شد، که قول های زیادی مثلاً ازدواجی که هیچ وقت سر نگرفت، داده بود. این خانم برای اعمال فساد آمیزی که انجام داد هیچ وجهی دریافت نکرد، پاداش او، عشق بود. اگر بتوان چنین نامی به آن داد.» در هشت مورد از پرونده هایی که پول در آن ها نقش داشت، معلوم است که همگی مربوط به مردان هستند. در دو مورد که مأموران فاسد ، زن بودند. هیچ نشانی از پاداش مالی نمی بینیم. بنابراین، در پژوهش حاضر، پرونده ی فساد رشوه خواری که مظنون اصلی آن زن باشد، وجود ندارد. مصاحبه های انجام شده با کارآگاهان و کارشناسان نشان می دهد که در قسمت هایی که در معرض فسادند، درصد مظنون های مرد در پرونده های فساد بسیار بالاتر است از آنچه از انتشار درصد مرد – زن ، این قبیل پرونده ها انتظار می رود. تقریباً در تمامی بازجویی های کیفری فساد، مربوط به رشوه های مالی، مظنون ها مرد هستند. این پرونده ها در مورد چگونگی نگاه این مأموران به خطاهای گذشته ی خود اطلاعات چندانی به ما نمی دهند. اما در مواردی که می توان به اطلاعاتی دست یافت، اما تعجب آور نیست که پیامدهای منفی اعمال آن ها( مثل مجازات های دادگاه ها، از دست دادن شغل، از دست رفتن موقعیت اجتماعی) با منافع حاصل از سوء رفتار تناسبی نداشت. (Ashforth and Anand, 2003 Sykes and Matza ,1957 ) نوشته های موجود هم نشان می دهند که عامل بزهکاری، رفتار فسادآمیز خود را منطقی و قانونی می داند و آن را فساد به حساب نمی آورد. « یکی از مهمترین یافته های جالب توجه در نوشته های مربوط به جرائم – یقه سفیدها، آن است که افراد فاسد ، خود را فاسد نمی دانند. (Anand , Ashforth and Joshi 2004, 40 ) تمامی پنج نوع فنون بی اثر سازی که مرتکبان جرائم برای قانونی کردن رفتار خود مورد استفاده قرار می دهند در همه ی این ده پرونده مشاهده می شوند . ( Ashforth and Anand 2003: sykes and Matza 1974) گزاره های شماره یک ، گزاره ای شگفت آور نیست پژوهش قبلی به این نتیجه رسیده است که مأموران فاسد فقط به دنبال پاداش مادی نیستند. (Neden and Neuwendijk2003 , 43 , 44 ) ممکن است مأمور در جستجوی موقعیت اجتماعی بالاتر هیجان یا منفذی برای (‌گریز از ) ناکامی باشد. در نوشته های مربوط به موضوع چند نمونه از سوابقی که گفته شده مرتبط با مالی و دارایی هستند. حاوی عناصر احساس ناکامی هستند. ( Analoui and Kakabads1992 ) یا ناامنی یا خستگی و زدگی ( floetjes 1998 ) یا نارضایتی در کار ( Mangione and Ruinne 1975 ) و یا احساس بی عدالتی ( Hollinger and Clark 1983 ) . به هنگام بحث درباره ی انگیزه های مأموران فاسد، برای کسب بینش، می توان کلیه ی نظریه های گوناگون رقیب، و کیفری را مورد استفاده قرار داد . کاسن Cusson, 1983  تعداد هدف های مرتکبان این جرائم را سیزده تا می داند؛ سایر نظریه ها، مثل نظریه های کنترل اجتماعی، ( Hirschi , 1983 ) و نظریه های انتخاب منطقی ( Hirschi , 1969 ) و نظریه های تداعی اختلاف، Sutherland , 1983 و نظریه های انتخاب منطقی Cornish and Clarke,1986 نیز ، به عواملی که مانع اعمال جنایت آمیز افراد می شود، اشاره می کنند. با این وجود، آنچه که از پژوهش استفاده کننده از تمامی این نظریات کیفرشناختی برمی آید آن است که اگر بگوئیم مأمور فاسد به دنبال منافع مادی است، موضوع را بیش از حد ساده کرده ایم.

فرایند فاسد شدن، گزاره 2:

ماموران، به سمت فساد «‌می لغزند»، می توان گفت اکثر فرایندهای فساد نوعی سرازیری لغزنده هستند.

تقریباً در تمامی پرونده های تحت مطالعه، می توان گفت مشخصه فرایند فاسد شدن ، تدریجی بودن وشیب لغزنده آن است. وقتی این فرض را بپذیریم، آن وقت باید بگوئیم که مأمور باید از روی اولین مانع بپرد، اما پس از اولین عمل فساد آمیز، ورود به فساد آسان تر می شود، و متوقف کردن این عمل، ظاهراً دشوار می شود. یکی از کارآگاهان ، در جریان یکی از بازجویی ها، تصویری از مأموری کشید که به تدریج دارد از سرازیری به پائین می لغزد. مأمور متهم ، در آن تصویر، خود را تشخیص داد. در بخش مربوط به رابطه بین رشوه دهنده و مأمور فاسد، خواهیم دید که فساد، خیلی به ندرت به یک عمل فسادآمیز محدود می شود. فساد به ندرت، از مشکلات شخصی مأمور – مثلاً‌مشکلات مالی – ناشی می شود.در هیچ یک از پرونده های تحت مطالعه در مورد پذیرش یا عدم پذیرش رشوه محاسبه ای آگاهانه در مورد هزینه ی کار و منافع حاصل از آن صورت نمی گیرد. ماهیت این فرایند، بیشتر به صورت یک سرازیری لغزنده است، و وقتی رفتار مأمور را در نظر می گیریم ، شگفتی اتفاقی و ناکامی را هم در آن می بینیم . در مورد فرایند فاسد شدن در نشریات مدیریت عمومی، مطلب چندانی یافت نمی شود. اما در نوشته های مربوط به فساد، فرایندهای فساد بسیار شبیه به استعاره ی سرازیری لغزنده هستند( مثلاً‌ نگاه کنید به مدل فرایندی ( Brief , Buharam and Dukerich 2001). استعاره ی سرازیری لغزنده را با گفته ی دارلی مقایسه می کنیم : (Darley , 1992 , 208):‌ «‌جوهر این فرایند به این شکل است که فرد را وا می دارد، تحت فشار، قدم های کوچکی در امتداد پیوستاری که به خطاکاری منتهی می شود بر می  دارد. هر قدم آن قدر کوتاه است که حتماً تداوم قدم های قبلی است ، فرد پس از هر قدم، در جایی قرار می گیرد که قدم بعدی را بر می دارد. اصول اخلاقی فرد بجای آن که [‌او را ] هدایت کنند، دنبال او می آیند.»

شخصیت ( Character ) گزاره 3:

غالباً مأموران فاسد، دارای شخصیت های مسلط و قوی هستند. می  دانند کارها را «‌چگونه انجام دهند» آزادی انجام کارها،‌بصورت مستقل را به دست می آورند، یا می گیرند. و از حدود مرزهای رسمی اختیارات تجاوز می نمایند.

وقتی به شخصیت های این ده مأمور نگاه می کنیم، تعجب نمی کنیم از این که می بینیم تفاوت های زیادی با هم دارند. اما در بین آن ها می توان خصوصیت های مشترکی را یافت (‌اما نباید مشکل توصیف شخصیت یک فرد در چند کلمه را هم نادیده بگیریم ) نکته ی قابل توجه آن است که ظاهراً مأموران فاسد دارای شخصیتی کند و تیره و تار هستند. ( جدول 2 ) اکثر توصیف های موجود در جدول 2 عیناً از پرونده های کیفری مأموران مظنون برگرفته شده اند و در شرح و وصف بازجویی های گواهان ، مثلاً دوستان و  همقطاران ، موجودند. تعدادی از این توصیف ها حاصل مصاحبه هایی است که با کارآگاهان بازجو کننده انجام گرفته است( که  این کارآگاهان با این مأموران تماس نزدیک داشته اند). در خور توجه آن است که در هفت مورد از این پرونده ها، مأموران فاسد ، دارای شخصیتی قوی و مسلط هستند. در دوتای دیگر از این پرونده ها، ( جدول 2، سطرهای 7 و 8 ) مأموران ، قدرت شخصیتی مأموران کمتر است، و مشخصه ی آن ها تمایل به تأثیرگذاری بر دیگران و حساسیت نسبت به شغل و موقعیت اجتماعی است. غالباً در توصیف مأموران فاسد گفته می شود« سخنگویانی نرم» هستند که می دانند دیگران را چگونه متقاعد کنند. سایر کلمات کلیدی چنین بودند : « خوش حرف» ، « خیلی مستقیم» ، « نمایشی» ، « باز و آشکار » ، « دارای قوه تشخیص». مأموران فاسد از آن نوع کارکنان بودند که سازمان همواره می توانست آن ها را فرا بخواند زیرا این خصوصیت را داشتند که « قادر به نصب اشیاء بودند» ، بیش از دیگران تغییرپذیر بودند.  « من بجای شما مراقب آن خواهم بود» گفته زیر نمونه ای است از اظهار نظر همقطار یکی از مظنون های فساد: « به اندازه ی طلای هموزن خودش برای تیم ارزش داشت. تماس های زیادی داشت و می دانست چگونه به سرعت نتیجه گیری کند».

جدول 2- شخصیت های ده مأمور فاسد

تفسیرها

1- زنی بسیار وظیفه شناس، بسیار مطلع در قسمت مربوط به خود. بسیار مرتب و با محبت، اما با همقطاران خود مختصر فاصله ای را حفظ می کرد. در مدت زمان کوتاه ، عمیقاً تغییر کرد.

2- بسیار قابل توجه، کسی که دوست داشت مرکز توجه دیگران باشد. برون گرا ، پوشاک از نوع پوشاک برون گرایان

3- مردی سلطه گرا

4- وقتی مشکلی پیش می آمد – مثلاً مشکلی با سیاستمداران- او بدان می پرداخت.

5- مردی سلطه گرا، با تمرکز توجه بر روی ظاهر و چیزهای مادی، قدرت ترغیبی عظیمی داشت، سخت کوش، در مقام دوستی ، بسیار همدردی می کرد. تندخو، هر لحظه امکان داشت به شدت عصبانی شود.

6- سخت کار می کند، برای حزب سیاسی خودش نیز همین طوراست. این مرد، بطور منفرد زیاد کار می کند، آدمی است پرزرق و برق، دارای رفتار پرخاشگرانه و خشن، زندگیش، شغل سیاسی او بوده است. در زندگی چیزهای خیلی زیادی را با دست خود ساخته است.

7- مأموری خوب و پرحرارت خیلی مستقل کار می کند. رفتاری مردانه و خشن دارد، دوست دارد بر دیگران تاثیر بگذارد تناسب اندام را دوست دارد ، دوستدار شانه های پهن، ماهیچه ای ، همیشه آفتاب سوخته، غالبا با عینک آفتابی ، دوستدار ابزارها.

8- رفتار مردانه و خشن، پروانه ها و خزندگان را دوست دارد.

9- مردی خانواده دوست و آرام، مقدار زیادی از وقت خود را با خانواده اش می­گذراند. تند و روان حرف می زند. آب زیرکاه

10- دوستدار کالاهای لوکس، اسباب و لوازم لوکس، جاگوار و هنر خیلی به دقت لباس می­پوشد. بسیار مودب و راضی، خیلی روان حرف می زند، بسیار بردبار است و گفته­های او متقاعد کننده، باهوش، در عین حال خودبین، دارای شخصیتی قوی.

 

مأموران فاسد ، در درون سازمان خود، نسبتاً مستقل عمل می کردند، فعالیت هایی انجام می دادند که هدف سازمان یا مافوق آنان نبود. علاوه بر این از مقررات و روش ها و روال های مناسب اجتناب می کردند، منظورشان این بود که درصدد و دستیابی به اقتدار و صلاحیت رسمی بودند. در حالی که دیگران، که به دنبال روال های مناسب بودند، در تصمیم های ماخوذه ، مقامات سیاسی را درگیر می کردند، بسیاری از مأموران فاسد می کوشیدند از این قبیل کارها شانه خالی کنند. اما ، آنچه که قابل توجه آن است که ضمن دفاعی که در دادگاه از خود می کردند، طوری عمل می کردند که عمل فسادآمیز رخ نداده است. می گفتند: « من بیگناهم چون حتی این اختیار را نداشتم که آنچه را که بدان متهم هستم انجام  دهم». گفته ی یکی از مأمورانی که محکوم شد چنین است: «من اختیار رسمی برای تصمیم گیری درباره ی دادن پیمان کاری به کسی را نداشتم. بریت وایت (Braith waite , 1989) قبلاً می گفت :‌غالباً ساختارهای سازمانی برای مصون ماندن مدیران از انتقاد و سرزنش، سامان دهی می شوند و ایجاد انکارپذیری موجه می نمایند- بعنوان مثال، با تمرکز توجه بر روی اجرای هدف ها، همراه با حداقل اشتباه و مستند سازی (Ashforth & Anand 2003, 98)‌ چون شخصیت های ماموران فاسد به ندرت در تحقیقات کمی مورد بررسی قرار می گیرند، اطلاع چندانی در مورد آن ها نداریم (مقایسه کنید با Nels 1984) در تحقیقات کیفی هم این جنبه از موضوع چندان مورد توجه واقع نشده است. ( Anand & Brookins 2004 : Anechiarico and Jacobs 1996 ; Della porta and Vannucci 1997 : Hoffling 2002).  اما در نوشته های مربوط به سوء رفتار سازمانی، بین برخی ویژگی های شخصیتی و غفلت و قصور در کارآگاه روابط معنی داری گزارش شده است. ( Ashton 1998 ; Ford and Richardson 1994 , Tievino 1986 ;Griffon , O'Leary and Colins 1998 , Raelin 1994)  با این وجود توجه این پژوهش ها عمدتاً بر متغیرهایی است مثل توسعه اخلاقی شناختی، جایگاه کنترل، ماکیاولیسم، با عزت نفس پائین – متیغرهایی که در پژوهش خود هیچ نوع اطلاعاتی نداریم .

فضا جهت مانور، گزاره 4 : آن دسته مأموران عمومی که بیشتر «‌کاسب وار» هستند بیشتر در خطر فساد هستند.

در بسیاری از پرونده ها بنظر همقطاران واقع در محیط مستقیم مامور فاسد، تجاوز مأمور از حدود اختیارات، قابل توجه بود. اما تصمیم گرفتند چیزی گزارش ندهند یا بامافوق صحبتی نکنند. آنچه که ممکن است در این تصمیم موثر بوده باشد محبوبیت مأمور فاسد بین همقطارانش بوده است. غالب اوقات مأموران فاسد ستیزه جو بودند، اما محبوب هم بودند. یکی از دلایل این پدیده آن بود که «‌آدم هایی آسان گیر و لاقید بودند» بطور کلی، مأموران فاسد شغل و کار خود را خیلی خوب انجام می دادند، و چون کار را تمام می کردند، مستحق احترام هم بودند. این امر به نوبه ی خود ، فضایی را برای مانور فراهم می آورد. شاید زمینه را برای ارتکاب عمل فسادآمیز در فضایی که کمتر تحت کنترل بود مساعد و فراهم می کرد. در قسمت بعدی این مقاله، گزارش های همقطاران از افراد مظنون به خطاکاری، با طول و تفسیر بیشتری بررسی خواهد شد. منتقدان مدیریت عمومی جدید هشدارهایی در مورد چند نوع مدیران در قسمت مدیریت عمومی داده اند. نوع مأمور فاسد، موصوفه این قسمت همان کسی که به داشتن اقتدار غیررسمی و نتایج بها می دهد و مناسب و سازگار با همان نوع مدیری است که مدیریت عمومی جدید بدنبال آن  است. در نوشته های مربوط به موضوع، بسیاری از پژوهشگران اخطار داده اند که وارد شدن سبک های مدیریت از بخش خصوصی‌به بخش عمومی ‌( یا دولتی ) باعث ورود خطر فساد و تخطی از راستی و درستی می شود. ( Bovens 1996 ; Frederckson 1997 , Gregory 1999; Hoetjes 1991; Jacobs 1992 ; wittmer 2000 ) از این لحاظ نکته ی جالب توجه آن است که نوع مدیری که توجه خود را روی نتایج متمرکز می کند. در بین ده مورد فساد، بررسی شده،توسط ما ، نوعی است نمونه .

سازمان

سرپرستی. گزاره 5: در اکثر پرونده های فساد، سرپرستی مدیر فاسد، قوی نیست.

در هر یک از پرونده های جنایی ده مورد گفته شده ، می توان شکایاتی در مورد قصد مافوق مستقیم، یا قصور مجریان سازمان ها در اعمال سرپرستی بر مامور فاسد، را مشاهده نمود. در پرونده های مربوط به فساد عضو انجمن شهرداری، شکایات زیادی در مورد شورای شهر ضعیف و یا شهردار یا سایر عضوهای انجمن وجود داشت؛ در پرونده های مأموران کشوری شکایاتی در مورد مدیران مستقیم مشاهده می شد. در یک پرونده، مدیریت مربوطه از مأموری    ( که سرانجام فاسد شد) خواست که مراتب تماس های خصوصی همکاران تجاری اش باشد. در پرونده ی دیگری ، از مأمور فاسد خواسته شد لیستی از مشاغل اضافی خود تهیه نماید. در هر دو پرونده ، مأموران فاسد ، تقاضاهای مزبور را نادیده گرفتند، مدیریت آن ها را فراموش کرد، و بنابراین اقدام بی نتیجه بود. به گفته ی یکی از کسانی که با او مصاحبه شد توجه می کنیم : «همقطار قبلی من بقدر کافی تحت کنترل مدیریت نبود مدیران چنین امکانی به او داده بودند. در سازمان ما، هیچ نوع قانون مشخصی در مورد پاسخگو بودن در مورد مسئولیت های پذیرفته شده وجود نداشت، ریاست مافوق بر او، به شکلی ضعیف اعمال می­شد، واگر چنین نبود، فاسد نمی شد». در واقع در چند فقره از پرونده ها، خود مأموران فاسد از مافوق های پیشین خود شاکی بودند؛ احساس می کردند که مافوق از آن ها در مقابل فریبندگی های خطاکاری بقدر کافی حمایت نکرده اند. در هیچ پرونده ای سازمان مربوطه به سیاست پیروی از اصول توجه زیادی نکرده بود. پیروی از اصول حداقل تا برملا شدن فساد – مساله ای نبود. مطلبی است در خور توجه، چون تمامی این موارد در قسمت هایی اتفاق افتادند که معروف است در مقابل فساد آسیب پذیرند. گزاره ی پنج از ده پرونده ی فساد بیرون کشیده شده  است و در نوشته های مربوط به موضوع ریشه ای عمیق دارد. درگیرشدن رهبری و سرپرستی برای پیش گیری از فساد بسیار مهم به حساب می آید، دادن سرمشق خوب هم ، مهم است. (مثلاً، Ford and Richardson 1994; Hoegjes 1982 ; Petnic and Quinn 1997 : Trevino et al 1999 ) طبق گفته ی اشفورت و آناند : «‌لازم نیست رهبران، برای این که سرمشق باشند، حتماً بطور عملی و واقعی دست به فساد بزنند : پاداش دادن، اغماض کردن، نادیده گرفتن و روش های دیگر در تسهیل فساد موثرند. اعم از این که این کار عمدی صورت گیرد یا سهوی، آشکارا باشد یانه – این کارها غالباً نوعی علامت دهی به کارمند هستند.» ( 7 ، 2003 ) نیز آنچه که قابل توجه است آن است که در اکثر این ده پرونده روش های کنترل ، روش هایی ناکافی بودند.در نوشته های مربوط به سوء رفتار سازمانی، اکروید و تامپسون ( Acroyd and Thompson, 1999 ) گفته اند که سوء رفتار کارمند در اکثر موارد نتیجه ی کنترل های ظالمانه و آبکی است.

ساختار سازمانی. گزاره ی 6: در اکثر پرونده های فساد مدیریت مربوطه، سیاست روشنی برای پیروی از اصول ترویج ننموده است.

بین سازمانهای مطالعه شده و ساختارهای آن ها تفاوت های خیلی زیادی وجود داشت. که این پدیده خیلی شگفت آور نبود، چون در میان آن ها سازمان های پلیس، شهرداری ها، و دولت های مرکزی مشاهده می شد، و در یک مورد هم ، سفارت خانه  ای ، وجود داشت.با این وجود بعضی سازوکارهای مرتبط با کنترل در این سازمان ها در خور توجه اند. در چندین مورد، سازمان مدیریت فاقد نظم و ترتیب بود، یا این که جدی گرفته نمی شد. یکی از همقطاران یک مأمور مظنون می گفت « در کارمان آزادی خیلی زیادی داشتیم . از کنار روش های کاری می گذشتیم ( و آن ها را نادیده می گرفتیم ) کنترل چندانی در کار نبود و غیره» . همین وضعیت به او فرصت داد کاری را که می خواست انجام دهد، در حال حاضر، مقررات شدید شده اند. دیگر امکان آن وجود ندارد.» در همه ی سازمان ها ، کنترل ناکافی بود در چندین مورد، مأموران کشوری، جدا از هر کس دیگر سازمان، قادر به تصمیم گیری در باب موضوعاتی بودند که برای گروه ها یا طرف های بیرونی بسیار پراهمیت بودند. مثلاً دادن قراردادهای ساختمان یا صدور کارت سبز ( گرین کارت) . در چند موردی که سیستم کنترل رسمی برقرار بود، این کنترل در عمل ، نوعی کنترل اسمی بود. – یعنی فقط اسمش کنترل بود. در بسیاری از موارد، مدت ها بود که کارمند کشوری، متصدی آن شغل بود. علاوه بر این ، همچنان که قبلاً دیدیم ، در اکثر موارد، هیچ نوع مسئولیتی در بین نبود. برای توجیه در مورد نبودن کنترل،‌به دفعات زیاد در پرونده های کیفری، به « شرایط خاص سازمان» اشاره می شود. بعنوان مثال، ادای خدمات ملی مهاجرت و تابعیت ( IND ) در زمانی نسبتاً‌ کوتاه رشد کردند. و فشار کار و تنش در آن ها بالا رفت. در سایر موارد، رهبری آن اداره چندین بار تغییر کرد . و بهمین دلیل کارمندان نمی دانستند در آن سازمان کی به کی است، و گاه تنش سیاسی بالا بود که منجر به بی اعتمادی و آشفتگی بشود. عاملی که به دفعات زیاد ذکر شده است آن است که در آن سازمان فشار برای اجرای کار بسیار بالا بود. بعنوان مثال می بایست در زمانی نسبتاً کارخانه های بسیار زیادی در آن شهرداری ساخته می شد. کارکنان کشوری مسئول از مافوق های سیاسی خود علائمی دریافت داشتند به این معنا که سرعت فرایند تصمیم گیری بسیار مهمتر از کیفیت ‌آن است. ظاهراً این پدیده باعث می شود یک سازمان نسبت به فساد آسیب پذیر شود، در موارد دیگر، عدم کنترل نتیجه ی سیاست کاستن از هزینه اخیر بود که تعدادی از نقش ها و وظایف کنترلی را از بین برده بود. بسیاری از پژوهشگران درخواست سیاست پای بندی به ا صول در سازمان های دولتی را کرده اند. با این وجود در مورد این که محتوای چنین سیاستی چه چیزهای باشد ، بین محققان اتفاق نظر وجود ندارد، نگاه کنید به Anechiarico & Jacobs1996 : Pope 2000) )جهت ملاحظه ی یک فقره مطالعه ی موردی جالب توجه درباره ی مدیریت پای بند به اصول که به فراسوی قوانین اخلاقی می رود. نگاه کنید. (Van Blijswijk et al 2004. )

فرهنگ سازمانی . گزاره7 : همفطاران بواسطه وفاداری و ثبات مرددند از این که سوء ظن های فعالیت های فساد آمیز دیگران را گزارش کنند.

بخش اعظم اطلاعات مورد نیاز جهت شرح و بسط کافی فرهنگ سازمان ها در میان پرونده های کیفری موجود نبود. با این وجود، می توان در مورد برخی جنبه های فرهنگ سازمانی که در نوشته های مرتبط با فساد یافت می شوند، مطالبی را گفت . آنچه که در این ده پرونده جالب توجه است استحکام رابطه بین مأموران فاسد و رشوه های آن ها است. در بسیاری از موارد، برای کارکنان سازمان های عمومی کاملاً عادی بود که با اشخاص بیرونی که منافعی در تصمیم های آنها داشتند، دارای رابطه ای نزدیک باشند. یکی از کسانی که با او مصاحبه شد می گفت اگرچه پلیس مقررات سختی در مورد معاشرت با اشخاص یا گروه های بیرونی ( مثل مظنون های کیفری جلسات خارج از کار اداری) داشت، اما این گونه مقررات برای سایر کارکنان کشوری وجود نداشتند، بعنوان مثال، برای کارکنان کشوری متصدی دایره ی تحصیلات بازی گلف یا پیمان کاران هیچ اشکالی نداشت. بسیاری از افراد موجود در نمونه های تحقیقاتی ما می گفتند که « حفظ رابطه ی خوب با طرف های بیرونی» امر بسیار مهمی است.همان طور که قبلاً  تذکر دادیم ، در اکثر سازمان ها قبل از کشف فساد علائمی از چیزی « خلاف قاعده » ظاهر می شد. اما این علائم به شکلی شایسته مورد بررسی قرار نگرفتند. در سازمان هایی که فرهنگ آن ها نقض قوانین و دریافت هدیه از طرف های بیرونی امری عادی است، تعجب آور نیست که علائم داخلی تخلف از اصول نادیده گرفته شوند( در بخش بعدی این مقاله، نام چنین وضعیتی را « شبکه های فساد» گذارده ایم ) اما در هفت مورد ، مأموران فاسد بصورتی مستقل عمل کرده اند. و تا آخرین حد امکان همقطاران را از آن دور نگه داشته اند. در این موارد، سوء‌ظن هایی در مورد محیط سازمانی مستقیم مأمور وجود داشت ، اما این سوء ظن ها به مافوق ها گزارش نشد، و معلوم می شود که ثبات و وفاداری نسبت به همقطاران در تصمیم به حفظ سکوت و ندادن گزارش سوء ظن ها و خطاها نقشی مهم ایفا می نماید. متهم کردن همقطار حتی با وجود مدرک، چیزی نیست که سبک گرفته شود. یکی از همقطاران سابق یک مأمور متهم می گفت :‌» بعضی چیزها برایم عجیب بودند و در مورد آن ها با یک همقطار حرف می زدم. به او گفتم که باید در این مورد کاری بکنیم، مثلاً به مافوقمان بگوئیم . اگر چنین نکنیم ممکن است کار خودمان خطا باشد. او مخالفت کرد و بمن گفت این کار در حوزه ی مسئولیت خود [ مأمور مظنون] اوست . بعد از این گفتگو من دیگر کاری نکردم . باید بگویم که سه نفر دیگر از همقطاران ، یعنی ... نیز آنچه را من دیدم ، دیدند. آن ها هم احساس می کردند که این کار جزء مسئولیت های خود [ مأمور مظنون ] است. آن طور که یکی از کارآگاهان می گفت :«‌غالباً هنگام بازجویی یک مورد فاسد، گفته ی زیر را از زبان همقطاران مامور مظنون می شنویم : « من اصلا از این بابت تعجب نمی کنم.» کارآگاهان RR در عین حال شکوه و ناله می کردند که قسمت مدیریت سازمان و  خود سازمان همیشه آ‌ن طور که باید و شاید با ما همکاری نمی کنند. می گفتند این موضوع در بیست سال اخیر تغییر کرده است. طبق گفته ی این کارآگاهان مدیران بخش عمومی، بیش از گذشته، خود را نماینده ی سازمان خود می دانند نه نماینده ی بخش عمومی ( یا عموم مردم ) وفاداری نسبت به سازمان و اعضاء آن بیش از وفاداری نسبت به « منافع عامه » است. در چندین مورد، علائمی قوی دیده می شد که مدیریت سازمان مأمور متهم از فشارهای منفی می ترسید و بهمین جهت بازجویی را خنثی و باطل می کردند. در یک مورد ، رهبری سازمان مدتی طولانی از متهم پشتیبانی می کرد، و در راه بازجویی مانع ایجاد می کرد. در نوشته های مربوط به موضوع، مطالب زیادی راجع به وفاداری و ثبات در سازمان های پلیس وجود دارد. ( بعنوان مثال، Crank & Caldero 2000, Ewin 1990 , Punch 1985 ; sholnik 2002 ) این پدیده که گاه به « قانون سکوت یا رمز سکوت» ( code of silence ) موسوم است، معروف به این است که جلوی گزارش های هم خطاکاران را می گیرد. مطالبی که درباره ی تخطی از اصول در درون سازمانی وجود دارد، معمولاً دال بر این هستند که وفاداری و ثبات عواملی مهم هستند که بر شکل و نحوه ی گزارش خطاکاران همقطار تاثیر می گذارند. ( مثلاً Gorta and forell 1995 ; Lee , Heiman , and Neat 2004 ; Trevino and victor 1993 Zippaor 1999 ). در نوشته های مرتبط با کسانی که خبر را گزارش می دهند یا کار خلاف را لو می دهند. نیز ، همین نتیجه گیری را می بینیم. ( مثلاً Greenberge , Miceli and Cohen 1987; Miceli and Near 1984 ; Near and Miceli 1986 ) در ده فقره پرونده ی مطالعه شده ، هم ،‌همین موضوع مورد تایید قرار گرفته است. در هلند، نلن و نیووندیک ( Nelen and Nieuwendijk 2003 , 58 ) متذکر شده اند که در آن دسته فرهنگ های سازمانی که روابط همکاران از مشخصه ی وفاداری برخوردار است. عدم مداخله، اجتناب از کشمکش و درگیری با دیگران، و نیز تاثیر مقررات درونی و بیرونی به مسائل مرتبط با پایبندی به اصول، گاه بنحوی معنی دار، با مانع برخورد می کند.

رابطه بین رشوه دهنده و مامور فاسد

تبادل محبت و کمک، مدت زمان، آغاز و ماهیت این رابطه و علائق و منافع رشوه دهندگان

گزاره 8 : در اکثریت موارد رابطه ی بین رشوه دهنده و مأمور مربوطه ، رابطه ای است با دوام .

 تعجب آور است که مأمور فاسد بندرت هدیه ای دریافت می کند که بخاطر ان مصرف مادی مورد انتظار باشد. تقریباً در همه موارد، عوض یا مثل، مشخص و معین وجود ندارد. تصویری قدیمی که مأموری را نشان می دهد که با یک دست پاکتی پر از پول را می گیرد و با دست دیگر حکم یا دستوری خطا و تقلب‌آمیز را امضاء می کند. در هیچ یک از این موارد، صراحت و وضوحی را نشان نمی دهد. یکی از مقاطعه کاران سابق ( رشوه دهنده ای که بعداً تبدیل به لو دهنده شد)‌، در جریان یکی از پرونده ها می گفت : « [ با مأمور فاسد ] توافقی بزرگ منشانه داشتیم. او اجازه داشت هر نوع کار خوبی را به خرج ما انجام دهد، بدون این که توجیهی ارائه دهد، از او انتظار داشتیم ، تصمیم ها را به نفع ما بگیرد. من هیچ وقت از این زمینه ، بصورتی مشخص، با او بحث نمی کردم.» در این گونه توافق ها، بسیار سخت است که بتوان عمل مورد انتظار از مأمور را تعریف کرد. و همین پدیده یکی از مسائل و مشکلات کارآگاهان RR است آنان می گویند : « باید در ازاء هدایا، یا عوض، خطای مأمور فاسد را اثبات نمایند.» (7)

در نه فقره از ده پرونده بین رشوه دهنده و مأمور فاسد، رابطه ای طولانی و جا افتاده وجود داشت. فقط در یک مورد است که مأمور مربوطه تماس هایی مختصر و کوتاه با رشوه دهنده دارد. در مورد اخیر، یکی از مأموران ( IND ) گرین کارت صادر می کرد و با وعده های توخالی و دروغین، ازدواج ترتیب می داد. از محتوای پرونده ها یا مطالب بازجویی نمی توان تشخیص داد که در این قبیل موارد، آغازگر موضوع چه کسی بوده است. احتمال دارد عواملی متعدد دخیل بوده باشند؛ بمحض اینکه معروف شود که مأموری در جایی هست که «‌می توان او را تحت نفوذ درآورد » گروه های ذینفع خارج اداره به تلاش برای یافتن او می افتند. در مورد گرین کارت ها ، رشوه دهندگان هیچ علاقه ای به حفظ رابطه با مأمور مربوطه ندارند، چون بمحض این که ، کارت مزبور را دریافت کنند ، آن مأمور، دیگر نمی تواند کار چندانی برای آن ها انجام دهد. البته ، این پدیده متفاوت با آن دسته شرکت های ساختمانی است که بامور واگذار کننده ی مقاطعه رفت و آمد برقرار می کنند. در مواردی که رشوه دهنده به حفظ رابطه ی پایدار، با مأمور مربوطه علاقه دارد، به انجام این کار موفق می شود. در یک مورد، بین رشوه دهنده و مأمور مربوطه رابطه ای طولانی وجود داشت، اما پدیده ی فساد، فقط مختص به یک مورد بود. در اینجا ، از رشوه دهنده نقل قول می شود، زیرا احتمالاً پولی پرداخت نشد ( دادستان پرونده را از دستور کار خارج کرد و آن را مختومه اعلام کرد ). این پرونده حول و حوش دوستی می چرخید، برای یک دوست فرصتی پیش آمد که برای دوستی دیگر کاری انجام دهد و او هم تشکر کرد. احتمالاً رشوه دهنده ی مزبور، به این طریق، دوباره به همان دوست مراجعه نکرد. این رابطه، علیرغم هشت مورد دیگر، که بین رشوه دهنده و مامور مربوطه رابطه ای طولانی وجود داشت، رابطه ای فساد آمیز و طولانی نبود.

خیلی سخت است که بگوئیم . در هشت پرونده ی دیگر، آغاز گر واقعه چه کسی بوده است. چون ، پدیده ی رشوه دهی در جریان رابطه ای طولانی اتفاق افتاده است. در دو مورد آغازگران واقعه رشوه دهندگان بودند، اما در اکثریت موارد ، موضوع مشخص نیست. برخلاف دو مأمور عضو انجمن شهرداری، که در این پژوهش از آن ها نام برده ایم (‌و هر کدام با رشوه دهنده ، اقلاً یک فقره رابطه ی طولانی داشته بود) مظنون هایی نیز بودند که هرگاه فرصتی برای کمک به یک شهروند در زمینه ی یک حکم یا دستور، پیش می آمد درخواست رشوه می کردند. این قبیل اعضاء انجمن شهرداری، در شهرداری های کوچک کار می کردند، در شهرداری های خود ، آدم هایی مسلط بودند. و در جریان مدتی طولانی با موفقیت رشوه گرفته بودند. شاید بعداً اقدامات انجام شده برای رشوه گیری، کوچک شده باشد.

در نه مورد از این ده پرونده، فساد ، عنصر اصلی و همیشگی رابطه بود. رشوه دهنده و مأمور یکدیگر را می شناختند و غالباًٌ « به نوعی » با هم دوست بودند. و حتی گاه رابطه ی آن ها از حد دوستی هم بالاتر بود. در جدول سه ، نوع تصویر از این گونه رابطه ها را می بینید. یکی از مشخصات این نه فقره رابطه ی فساد آمیز با دوام ، محرمانه بودن رابطه ی دو طرف و سری بودن آن برای دیگران بود. در این قبیل روابط ، اعتماد، نقش مهمی را بازی می کند. هر دو طرف اعتماد داشتند که یکی از طرفین با از بین بردن حالت محرمانگی، طرف دیگر را به خطر نمی اندازند. این اعتماد به چندین شکل برقرار می شد. مبنای آن گاه عاطفه است ( مثلاً رابطه ی جنسی، عشق، دوستی و خانواده ) . اما گاه مبنای اعتماد این است که به یکی از طرفین یا هر دوی آن ها می توان باج سبیل داد. بعنوان مثال، یکی از مأموران در پژوهش ما، توسط مجریان ساختمان به یک روسپی خانه برده شد، و این واقعه، همان چیزی بود که او می خواست از زن مخفی نگه دارد. در چنین مواردی آسیب پذیری ناشی از اخاذی، پدیده ای است که به وضوح قابل مشاهده است. در پژوهش حاضر، نکته ی قابل توجه آن است که، طرفین برای واداشتن دیگران به انجام آنچه که می خواستند از عاطفه و محبت استفاده نمودند. در چندین مورد، همقطاران سابق و کارآگاهان ( با انجام مصاحبه و بازجویی) چنین اظهار داشتند که رشوه دهنده آشکارا ، از مأمور مربوطه « استفاده کرده » و یک نوع رابطه ی نزدیک ، اما قلابی برقرار نموده است. بعنوان مثال، [ مأمور مربوطه ] و رشوه دهندگانش برادر بودند. به این معنی ، که این مأمور دوستان دیگری نداشت. اما این دو مأمور با رشوه دهندگان بیرون نمی رفت، یا همراه آن ها برای گذرانیدن تعطیلات یا چیزی نظیر آن به جایی نمی رفت. و در حال حاضر هیچ نوع تماسی با آن ها ندارد. از نزدیکی این دوستان با یکدیگر تعجب می کنید. پژوهش های عمیق تر نشان داد که در هشت مورد از این ده پرونده، رشوه دهنده و مأمور مربوطه احتمالاً دیگر با هم تماسی ندارند. در شش موردی که می شدن آن ها را نمونه هایی از شبکه های فساد به حساب آورد، علایق شخصی رشوه دهنده در خطر بودند. ( در چند مورد اندکی که رشوه دهنده از صنف تجارت بخش خصوصی بود، صاحب همان کسب و کار بود، این پدیده با مواردی که جزیی از شبکه ی فساد بودند مغایر است.

جدول 3- انواع رابطه های بین رشوه دهنده و مأمور، در ده فقره رابطه ی طولانی

تعداد مورد

رابطه

1

رابطه ی عشقی که در جریان آن شریک عشقی مامور فاسد، بهمراه تعداد زیادی از دوستان و خویشاوندان طالب ویزا می آمد، و مأمور مربوطه این ویزا را می دهد. می توان دوستان و خانواده ای که ویزاها را به دلایل کاذب دریافت می کردند، نوعی رشوه دهنده ی ( غیر مستقیم به حساب آورد.

1

قبل از این که پدیده های فساد شروع شوندف رشوه دهنده و مأمور مربوطه مدتها با هم رابطه دوستانه داشتند (با هم دوست بودند)

2

افراد پلیس که از چندین نفر که برایشان آشنا و شناخته شده بودند رشوه گرفته بودند.

2

اعضاء و انجمن شهرداری که با رشوه دهندگان کم و بیش دوست بودند، یکی از اعضا انجمن شهرداری ، نیز کوشیدند از کسی که کمتر برایش شناخته شده بود، رشوه بگیرد.

3

رشوه دهندگان به آن مأمور با دیگر رشوه دهندگان در تماس بودند و این تماس را حفظ می کردند، عکس دسته جمعی این رشوه دهندگان در شبکه های موسوم به فساد ، از عکس موجود در شش مورد مورد دیگر دارای وضوح بسیار کمتری است.

 

از مطالعه ی نوشته های مربوط به موضوع ، چنین استنباط شد که باید بین رشوه دهنده و مأمور مربوطه نوعی اعتماد وجود داشته باشد. مطالعه و پژوهش جامع هاف لینگ در مورد فساد در آ‌لمان، نیز بهمین نتیجه رسیده است. ( Hoffling's 2000). فساد موجود در درون روابط سطحی، فسادی مخاطره آمیز است. بالاخره، اگر کسی که به مأمور رشوه می دهد ناشناخته باشد، رشوه گیر چه مرد باشد چه زن، نمی توان مطمئن باشد که رشوه دهنده ی مذکور، حالت سری و محرمانه بودن را حفظ خواهد کرد. در رابطه ی بین رشوه دهنده و مأمور حتما باید مقداری اعتماد وجود داشته باشد. بنابراین ، در کشورهای پردرآمد، قسمت پایین، سمت چپ‌، به ندرت پر تعداد خواهد بود.

شبکه های فساد گزاره 9 : مأموران ستاد ، از جمله آن ها که بیرون از شبکه های موسوم به فساد عمل می کنند، فساد خود را به یک پدیده محدود نمی نمایند.

در سه فقره ، از این ده پرونده، مأموران فاسد،‌ جزیی از شبکه های فساد بودند، که دو خصوصیت دارند. (‌Hoffling 2002) نخست آن که بین رشوه دهنده و مأمور رابطه ای طولانی وجود دارد که هر دو طرف، در این رابطه، بهم اعتماد دارند. دوم آن که رابطه ی بین مأمور و شخص رشوه دهنده جزیی از نظامی اجتماعی  است که فساد در آن پذیرفته شده و موجه می باشد. و گاه حتی ، فساد مورد انتظار است یا تقاضای انجام آن صورت می گیرد. (Dohmen , 1996 ) اگر مأموری در چنین شبکه ای با کسی دیگر تعویض یا جابجا شود، سیستم ( فرعی یا سیستم دوم) می کوشد مأمور جدید را به درون آن سیستم بکشاند یا با سیستم آشنا کند. غالباً برای کسانی که در شبکه های فساد کار می کنند اما از همکاری امتناع می کنند مجازات هایی وجود دارد . ( مقایسه کنید با Anand , Ashforth & Joshi 2004; Dohmen & Verlan 2004 : Meeus and schoorl 2002 )‌ چون فساد در درون این شبکه پذیرفته شده و موجه است، اعمال فساد آمیز در درون محدوده های خود نیاز به پوشیده بودن یا سری بودن ندارند. نمونه های این شکل از فساد عبارتند از رسوایی اخیر در صنعت ساختمان و ساخت و ساز در هلند و چیزی که مودی – استیوارت (‌Moody – stuart, 1997 ) نامش را « فساد بزرگ» گذارده است. اشفورت و آناند ( Ashforth and Anand ,2003 ) مدلی را ارائه داده اند که چگونگی عادی شدن فساد در سازمان ها را نشان می دهد. و بریف ، باترام و داکریچ چگونگی تبدیل یک کار تردید آمیز از لحاظ اخلاقی به جزیی از ساختار سازمان (یعنی چگونگی عادی شدن و اجتماعی شدن فرایند کار) را نشان داده­اند. (Brief, Buttrum and Dukerich. 2001) .

همانطور که قبلاً‌ گفتیم در شبکه های فساد پژوهش حاضر، هیچ نوع عوض یا هدیه ی معین و مشخصی وجود نداشت: به این معنی که هدیه های رشوه دهندگان و اعمال فساد آمیز مأموران با هم به صورت یک به یک مبادله نمی شدند. مأموران به توسط رشوه دهنده ، برگی طولانی تر، از نظر مالی تحت مراقبت قرار می گرفتند( یا بصورت غیرنقدی، مثل سفرهایی برای انجام بازی گلف یا دادن مهمانی شام و ناهار، مورد توجه قرار می گرفتند) و هر وقت برای رشوه دهنده فرصتی برای انجام این گونه کارها دست می داد، به اجرای آن اقدام می نمود.سه مورد تحت مطالعه در پژوهش حاظر که نمونه های شبکه های فساد هستند همگی در حوزه ی ساخت و ساز هستند. مأموران فاسد همواره در بالای نردبان سلسله مراتب دیوان سالاری قرار دارند و اختیار این را دارند که در مورد پروژه هایی که بسیار گران قیمت هستند تصمیم گیری نمایند. رشوه دهندگان صاحبان مشاغل بخش خصوصی، معمولاً دست اندرکاران ساخت و ساز هستند.انواع رابطه بین رشوه دهنده و مأمور در جدول 4 بصورت خلاصه ارائه شده اند. در بدنه ی پژوهش های مربوط به شرکت ها می توان موارد زاید را شبیه یا در تأیید گزاره ی شماره نه ( 9) پیدا نمود. بعنوان مثال، آناند ، اشفورت و جوشی مدعی اند که در بسیاری از مطالعات موردی که در باب فساد شرکت ها صورت گرفته، رفتارهای مشکوک و تردید آمیز، ابتدا بصورت رفتارهای منفرد شروع شدند و بعداً پرتحرک وقوی شدند.  (Anand , Ashforth and Joshi 2004)‌

جدول 4 : انواع مختلف روابط فساد بین رشوه دهنده و مأمور مربوطه

 

ثبات کم : فساد همراه با تعامل های مختصر

ثبات زیاد : فساد در رابطه ی طولانی

فساد منفرد : فساد

بصورت رفتار انحرافی

فساد سازمان یافته

فساد به صورت هنجار عادی

فساد منفرد و اتفاقی

( فساد موقعیتی ) یک مورد

فساد منفرد نظام یافته

( فساد روزمره )

فساد منفرد و طولانی ( فساد محرمانه( شش مورد)

فساد طولانی و نظام یافته

( شبکه ی فساد ) ( سه مورد)

منبع‌: براساس Hoffling (2002,78)

وبریف، باترام و داکریچ چنین می گویند (Brief , Buttram , Dukerich) :‌« این نکته که خطاکاران معصوم با «‌فشارهایی » روبرو نمی شوند که باید «‌در مقابل آن ها مقاومت  نمایند»، با مجموعه تحقیقاتی که در مورد روند افزایش ارتکاب خطا صورت گرفته است مطابقت دارد. پژوهش حاضر نشان می دهد که تصمیم گیرانی که درگیر جریان این اعمال می شوند. برای توجیه تصمیمات اولیه ی خود به ذکر منابعی جهت تأیید اعمال خود آن هم بطرق نه چندان بهینه می پردازند.... بنابراین گاه افراد صرفاً به این دلیل به تکرار اعمال فساد آمیز خود می پردازند که می خواهند به دیگران ( و به خود ) نشان دهنده که ورود آن ها به انجام این اعمال در آغاز کار امری قانونی و مشروع بوده است. ( 2001 , 488 )‌

نتیجه گیری ها

نتایج مقاله ی حاضر همان نه گزاره ای است که ارائه شدند. این گزاره ها تصویری از ماهیت فساد در کشورهای پردرآمد، مشخصاًٌ کشور هلند، بدست می دهند. چون نوشته های مربوط به ماهیت فساد در کشورهای پردرآمد، غالباً به مناطقی تقسیم می شوند – مثل ایالات متحده آمریکا، شمال اروپا( که مشتمل است بر کشورهای اسکاندیناوی ، هلند و بریتانیا، اروپای جنوبی، شامل ایتالیا ، اسپانیا، و یونان ، استرالیا ، نیوزلند،‌ ژاپن بهمین دلیل، تکرار این پژوهش ، در نواحی گوناگون برای پی بردن به تفاوت یا عدم تفاوت ماهیت فساد در مناطق مختلف ، کاملاً بجا و مناسب است.

در نوشته های عام مربوط به رفتار سازمانی (‌Vardi & Weitz 2004 , 28 ) مجادله و بحثی وجود دارد ، مبنی بر این که آیا تصمیم به ارتکاب رفتار بد، بیشتر ناشی از عملکرد سیب های فاسد یعنی خصوصیات شخصیتی افراد – است یا ناشی از عملکرد بشکه های فساد – یعنی متغیرهای سازمانی و جامعیتی ( Societal ). (Brass, Butterfield & sdaggs 1998: Trevino and Youngbloed1990) مدارک و شواهد حاصل از مطالعات موردی چندگانه، موجود در مقاله ی حاضر، گفته ی بسیاری از پژوهشگران اجتماعی را تایید می نماید ( مقایسه کنید با Hoetjes 1998 : Vardi and woitz 2004 , 288 ) مبنی بر این که نه فرد نه دورنمای سازمانی و جامعیتی، هیچ یک به تنهایی نمی توانند موضوع فساد را توضیح دهند  و توجیه نمایند و این که توضیحات جامع و یکپارچه بیشتر به کار توجیه رفتار بطور کلی می خورند ( مثلاً Bourdieu  و نیز به کار فساد بطور خاص De Graaf 2007 ) اما باید گفت که چون در اینجا بیشتر به بحث در باب الگوهای متقاطع یا متقابل می پردازیم، توجه ما بر روی بحث در باب علل زمینه ساز فساد است، زیاد به بحث درباره ی علل راه اندازی موارد فردی نمی پردازیم. برای توضیح و تشریح فساد از راه علل راه انداز ( Triggering causes) طرح مطالعه ی موردی فساد با تاکید بیشتر بر روی تحلیل درونی مورد، مناسب تر است. در نوشته های مرتبط با فساد، در باب ماهیت فساد نظرات زیادی اظهار شده است، اما خیلی بشدت در مورد ماهیت فساد به پژوهش های کیفی و تجربی برمی خوریم ، حجم اطلاعات موجود از سطح موردهای فساد بسیار بالاتر است. و شاید یکی از دلایل آشفتگی نوشته های موجود همین است، و روش های ضد فساد برای این قبیل موارد بسیار کارآمد و موثرند. احتمالاً نتیجه گیری از مطالعات موردی مفصل دشوار است، اما برای ارائه ی یک طرح موثر، جهت سیاست های ضد فساد، نکته ی مهم آن است که اطلاعات خود را به فراسوی اطلاعات حاصل از پژوهش های کمی بسط و گسترش دهیم . آنه کیاریکو و جاکوبز می گویند : « ترکیب و اختلاط صحیح روش های کنترل فساد بی تردید از یک سازمان به سازمان دیگر یا از یک شرکت به شرکت دیگر، تفاوت می کند. علاوه بر این ترکیب بهینه هم ، به مرور زمان باید تغییر کند».( Anechiarico ; Jacobs ,1996 , 198 ) در صورت پژوهش بیشتر، بصورت مطالعات موردی، درباره ی فساد به دستورالعمل هایی دست خواهیم یافت و درباره ترکیب صحیح و درست روش های کنترل در شرایط معین ، اطلاعات بیشتری خواهیم داشت. اطلاعات ما درباره ی الگو و نیمرخ فردی مامور فساد هم باید جامع و کامل باشد، و هم زمینه ی سازمانی خاص او ، رابطه اش با رشوه دهنده و فرایند فاسد شدن را بخوبی بشناسیم. در پژوهش حاضر ،‌رخسار عمومی مورد فساد از روی موارد واقعی و عملی فساد، ساخته شد.یکی از چیزهایی که مطالعه ی موردی ( پویشگرانه) به ما می دهد ارتقاء و گسترش حوزه ی کاری از طریق بسط و توسعه و افزایش درک و فهم خود در باب نحوه ی فاسد شدن ماموران فاسد است.

یادداشت ها

1-     نکته ی مرتبط با عدم قطعیت کارآیی سیاست های ضد فساد نکته ای است مهم ، که توسط آنه کیاریکو و جاکوبز

(1996)‌ در پژوهش کلاسیک و جامع آن ها ، در نیویورک ، توضیح داده شده است . این نکته بسیار مفصل است و بینش های عمیقی بدست می دهد؛ در این پژوهش، محققان اسناد و مدارکی بدست می دهند و استعدادها و توانایی های تعداد زیادی از پروژه های مربوط به کنترل فساد را تجزیه و تحلیل می نمایند. این مولفان نشان می دهند که سازوکارهای کنترل فساد، که در پژوهشهای کلی، معنادار و مناسب هستند، گاه در وضعیت های خاص کارآیی ندارد.

2- اعضاء آن عبارتند از رئیس شورای کل وکلا، دادستان، اداره ملی دادستانی و رئیس اداره پلیس، دایره تحقیقات و بازجویی های داخلی .

3- در این مصاحبه ها یک نفر وکیل دادگستری وجود دارد که در بسیاری از مظنون های فساد دفاع نموده، و نیز از دو روزنامه نگاری که مقالات و کتاب های زیادی درباره ی فساد در هلند نوشته اند نیز، مقالات پژوهش ها،‌مشاوران مجرب در حوزه ی تخطی از اصول سازمان ها،‌یک نفر لو دهنده و کارمند اداره خدمات عامه ، که در جلسات محاکمه ی مربوط به فساد بزرگ هلند ، شرکت داشته است.

4- استثناهایی وجود دارد. معروف تر از همه ، در یک مورد، مامور مربوطه مبلغی در حدود 3/1 میلیون یورو بصورت غیرقانونی، دریافت کرده بود.

5- این سوال همچنان باقی است که آیا درگیری بین شرکای بخش عمومی و بخش خصوصی پدیده ای است خاص هلند است یا نه (در فرهنگ هلند بر روی اجماع و شرکت تاکید زیادی گذارده می شود).

6- تنها استثناها عبارتند از : مواردی که در آن ها انتظار ویزا یا وضعیت مهاجرتی وجود داشته است.

7- اصلاحاتی که اخیراً در قوانین هلند صورت گرفت این وضعیت را تغییر داد. در حال حاضر ، مأمور متهم باید نشان دهد که کارا و موجه بوده و هدیه ی دریافتی برای تاثیر گذاری بر او نبوده است.